قرارداد مشارکت یا شراکت توافقی است که در آن دو یا چند شخص برای رسیدن به یک هدف مشترک، درباره آوردهها، سهم، سود و زیان، مدیریت و شرایط همکاری با یکدیگر توافق میکنند.
برای مثال، ممکن است یک نفر سرمایه نقدی وارد همکاری کند و شخص دیگر تخصص، تجهیزات یا دارایی در اختیار پروژه قرار دهد. در این حالت فقط تعیین درصد شرکا کافی نیست. باید روشن باشد هر شریک دقیقا چه چیزی وارد همکاری میکند، سود چگونه محاسبه میشود، چه کسی اختیار خرجکردن یا امضای قرارداد دارد و اگر یکی از شرکا بخواهد خارج شود چه اتفاقی میافتد.
در این مقاله از اصطلاح قرارداد مشارکت استفاده میکنیم و «شراکت» را نیز در همان معنای عمومی همکاری مشترک به کار میبریم.
قرارداد مشارکت و شراکت چیست؟
قرارداد مشارکت توافقی میان دو یا چند طرف برای انجام یک فعالیت یا پروژه مشترک است. هر طرف ممکن است آورده متفاوتی داشته باشد و در مقابل، براساس ساختار قرارداد در نتیجه همکاری سهیم شود.
آورده شریک میتواند شامل موارد مختلفی باشد:
- پول؛
- ملک یا سایر داراییها؛
- تجهیزات؛
- کالا؛
- تخصص و دانش فنی؛
- حقوق یا امتیازات قابل تعریف.
نکته مهم این است که آورده باید تا حد امکان قابل شناسایی، ارزیابی و اثبات باشد.
بسیاری از قراردادهای خصوصی مشارکت میتوانند در چارچوب اصل آزادی قراردادها تنظیم شوند. ماده ۱۰ قانون مدنی نیز قراردادهای خصوصی را در صورتی که مخالف صریح قانون نباشند نافذ میداند.
اما نباید هر توافقی که عنوان «مشارکت» دارد را خودکار یک شرکت تجاری یا شرکت مدنی به معنای خاص قانون مدنی دانست. ماهیت واقعی رابطه و حقوقی که طرفین ایجاد کردهاند اهمیت دارد.

قرارداد مشارکت چه کاربردی دارد؟
مشارکت زمانی مطرح میشود که دو یا چند نفر میخواهند منابع خود را برای یک هدف مشترک کنار هم قرار دهند.
مثلا:
- دو نفر یک کسبوکار مشترک راهاندازی میکنند؛
- یک نفر سرمایه میآورد و دیگری تخصص و مدیریت؛
- دو شرکت روی تولید و فروش یک محصول همکاری میکنند؛
- چند سرمایهگذار برای اجرای یک پروژه مشترک سرمایه میگذارند؛
- صاحب یک کسبوکار برای توسعه فعالیت خود شریک جدید جذب میکند.
«مشارکت در ساخت» نیز یکی از نمونههای شناختهشده همکاری مشترک است، اما جزئیات آن با توجه به موضوع ملک، سهم سازنده و مالک، ساخت و انتقال حقوق، ساختار متفاوتی دارد و بهتر است در صفحه تخصصی خودش بررسی شود.
قرارداد مشارکت چه تفاوتی با تاسیس شرکت دارد؟
یکی از اشتباهات رایج این است که قرارداد مشارکت و تاسیس شرکت تجاری یک چیز تصور شوند.
این دو میتوانند اهداف مشابهی داشته باشند، اما ساختار حقوقی یکسانی ندارند.

ماده ۵۸۳ قانون تجارت صراحتا شرکتهای تجارتی مذکور در قانون را دارای شخصیت حقوقی میداند. بنابراین وجود یک قرارداد خصوصی مشارکت، بهتنهایی به معنی ایجاد همان شخصیت حقوقی مستقل نیست.
از طرف دیگر، «شرکت» در فصل شرکت قانون مدنی نیز مفهوم خاص خود را دارد. ماده ۵۷۱ آن را اجتماع حقوق چند مالک در یک مال بهصورت اشاعه تعریف میکند. به همین دلیل نباید هر همکاری کسبوکاری را بدون بررسی، مشمول همه احکام این نوع شرکت دانست.
انواع قرارداد مشارکت کداماند؟
در عمل قراردادهای مشارکت را میتوان براساس هدف همکاری دستهبندی کرد. برای مثال:
- مشارکت مدنی؛
- مشارکت تجاری یا کسبوکاری؛
- مشارکت سرمایهگذاری؛
- مشارکت پروژهای؛
- مشارکت در ساخت.
این فهرست را نباید مجموعهای از «انواع قانونی انحصاری» دانست. یک قرارداد واقعی ممکن است ویژگیهای چند دسته را همزمان داشته باشد.
برای مثال، دو نفر ممکن است برای تولید یک محصول جدید توافق کنند؛ یک نفر سرمایه بیاورد و دیگری دانش فنی و مدیریت. این همکاری هم جنبه سرمایهگذاری دارد و هم پروژهای و تجاری.
چه زمانی قرارداد مشارکت انتخاب مناسبی است؟
قبل از انتخاب این عنوان بهتر است ماهیت واقعی همکاری را بررسی کنید.
این سوالها کمک میکنند:
- آیا هر دو طرف آورده واقعی دارند؟
- آیا هدف اقتصادی مشترکی وجود دارد؟
- آیا طرفین در نتیجه همکاری سهیم هستند؟
- آیا هر طرف بخشی از ریسک همکاری را میپذیرد؟
- آیا یکی از طرفین فقط خدمت مشخصی در برابر مبلغ ثابت ارائه میدهد؟
- آیا رابطه در واقع بیشتر به سرمایهگذاری یا پیمانکاری شبیه است؟
- آیا فعالیت آنقدر گسترده است که تاسیس شرکت تجاری گزینه مناسبتری باشد؟
مثلا اگر یک طراح فقط در برابر مبلغ مشخص برای کسبوکار شما خدمات طراحی ارائه میکند، صرف استفاده از عبارت «شریک» لزوما رابطه را به مشارکت تبدیل نمیکند.
آورده شرکا چگونه تعیین میشود؟
یکی از اولین موضوعاتی که باید در قرارداد روشن شود، آورده هر شریک است.
آورده نقدی
اگر شریک پول وارد همکاری میکند، بهتر است مبلغ، زمان پرداخت و حساب مقصد مشخص باشد.
آورده غیرنقدی
ممکن است یک شریک بهجای پول، تجهیزات، ملک، کالا، دانش فنی یا دارایی دیگری وارد مشارکت کند.
در اینجا فقط نامبردن از آورده کافی نیست. باید تا حد امکان روشن شود:
- آورده دقیقا چیست؟
- چه ارزشی برای آن در نظر گرفته شده؟
- روش ارزشگذاری چه بوده؟
- چه زمانی تحویل میشود؟
- مالکیت یا حق استفاده از آن چگونه است؟
برای مثال، اگر یک شریک ۲ میلیارد تومان پول و دیگری تجهیزات و دانش فنی وارد کسبوکار میکند، قرارداد باید توضیح دهد چگونه ارزش آورده غیرنقدی تعیین شده و این ارزش چه اثری روی سهم او دارد.
همچنین بهتر است قرارداد مشخص کند اگر یکی از شرکا آورده خود را در موعد مقرر تامین نکند، چه پیامدی خواهد داشت.
برای مثال، میتوان مهلت تکمیلی، ضمانت اجرای قراردادی یا سازوکار دیگری متناسب با رابطه طرفین پیشبینی کرد.
سهم، سود و زیان شرکا چگونه مشخص میشوند؟
این بخش یکی از مهمترین قسمتهای قرارداد است؛ چون چند مفهوم متفاوت معمولا با یکدیگر اشتباه گرفته میشوند.
سهم شریک لزوما مساوی با سهم او از سود، زیان یا حق رای نیست.
ممکن است در یک قرارداد این موارد جداگانه تعیین شوند:
- سهم در دارایی یا ارزش اقتصادی همکاری؛
- سهم از سود؛
- سهم از هزینهها؛
- نحوه تحمل زیان؛
- حق رای؛
- اختیار مدیریتی.
مثلا داشتن ۴۰ درصد سهم اقتصادی بهتنهایی به این معنا نیست که شریک حتما ۴۰ درصد حق رای یا اختیار مدیریتی دارد؛ مگر اینکه قرارداد چنین ساختاری ایجاد کرده باشد.
در شرکت مدنی به معنای خاص قانون مدنی، ماده ۵۷۵ درباره نسبت شرکا در نفع و ضرر حکم مشخصی دارد. بااینحال، نباید آثار این ماده را بدون بررسی ماهیت رابطه، نوع آوردهها و ساختار حقوقی توافق به هر قراردادی که عنوان «مشارکت» دارد تعمیم داد.
سود چگونه محاسبه میشود؟
فقط نوشتن «سود به نسبت ۶۰/۴۰ تقسیم میشود» کافی نیست.
باید مشخص شود:
- منظور از سود چیست؟
- چه هزینههایی قبل از محاسبه سود کسر میشوند؟
- سود در چه بازهای محاسبه میشود؟
- چه کسی گزارش مالی را تایید میکند؟
- چه زمانی قابل تقسیم است؟
همچنین برداشت علیالحساب را نباید با سود قطعی یکی دانست. ممکن است شریک در طول سال مبلغی برداشت کند اما بعد از بستهشدن حسابها مشخص شود سود نهایی کمتر یا بیشتر بوده است.
مدیریت و حدود اختیار شرکا چگونه تعیین میشود؟
مالکیت و مدیریت یک مفهوم نیستند. ممکن است کسی سهم بیشتری داشته باشد، اما قرار نباشد بهتنهایی درباره همه امور تصمیم بگیرد.
قرارداد بهتر است مشخص کند:
- مدیر یا مدیران مشارکت چه کسانی هستند و چه کسی حق امضا دارد؛
- سقف هزینهکرد و ایجاد تعهد مالی هر شخص چقدر است؛
- چه کسی اختیار عقد قرارداد با اشخاص ثالث را دارد؛
- استخدام نیرو و خرید یا فروش دارایی با چه سازوکاری انجام میشود.
در احکام شرکت مدنی قانون مدنی نیز نحوه اداره اموال مشترک به شرایط تعیینشده میان شرکا وابسته است. بااینحال، اعمال این احکام به هر قرارداد خصوصی مشارکت نیازمند بررسی ماهیت همان رابطه است.
برای مثال، میتوان توافق کرد مدیر مشارکت هزینههای جاری را تا سقف مشخصی انجام دهد، اما برای دریافت وام یا خرید دارایی مهم به تایید سایر شرکا نیاز داشته باشد.
تصمیمگیری میان شرکا چگونه انجام میشود؟
همه تصمیمها اهمیت یکسانی ندارند.
تصمیمهای روزمره
مثل پرداخت هزینههای عادی، خریدهای کممبلغ یا امور جاری فعالیت.
تصمیمهای اساسی
مثل:
- ورود شریک جدید؛
- دریافت وام؛
- فروش دارایی مهم؛
- تغییر اساسی بودجه؛
- تغییر موضوع همکاری؛
- ایجاد بدهی قابلتوجه؛
- پایان پروژه.
قرارداد بهتر است مشخص کند هر دسته با چه سازوکاری تصویب میشود.
مثلا تصمیمهای روزمره با اختیار مدیر انجام شوند، اما تصمیمهای اساسی به موافقت همه شرکا یا درصد مشخصی از آرا نیاز داشته باشند.
یک مدل رایگیری ثابت برای همه مشارکتها مناسب نیست. ساختار باید با تعداد شرکا، سهمها و ماهیت پروژه هماهنگ شود.
حسابها و هزینههای مشارکت چگونه کنترل میشوند؟
بسیاری از اختلافات مالی شرکا از نبود شفافیت درباره دریافتها و هزینهها شروع میشوند.
به همین دلیل، بهتر است از ابتدای همکاری مشخص شود:
- درآمدها و هزینهها از چه حسابی انجام میشوند و چه کسانی حق برداشت دارند؛
- سقف برداشت و نحوه تایید هزینههای مهم چگونه است؛
- برای هزینهها چه اسنادی باید ارائه شود؛
- گزارش مالی چگونه تهیه میشود و شرکا چه دسترسیای به اطلاعات مالی دارند.
هزینهکرد بدون سند و برداشت بدون کنترل از ریسکهای مهم مشارکت است. حتی در یک کسبوکار کوچک نیز بهتر است مسیر ورود درآمد، پرداخت هزینه و دسترسی شرکا به اطلاعات مالی روشن باشد.
مالکیت داراییها و خروجیهای مشارکت
مالکیت داراییهایی که در طول مشارکت خریداری یا ایجاد میشوند بهتر است از ابتدا مشخص باشد؛ از جمله تجهیزات و وسایل، نام و برند تجاری و در کسبوکارهای مرتبط، دامنه، نرمافزار، محتوا و سایر داراییهای فکری یا دیجیتال.
قرارداد باید متناسب با موضوع همکاری روشن کند این داراییها متعلق به چه کسی هستند، شرکا چه حقی نسبت به آنها دارند و پس از خروج شریک یا پایان مشارکت چه وضعیتی پیدا میکنند.
ورود شریک جدید و انتقال سهم
ورود شخص جدید میتواند ساختار مالی و مدیریتی مشارکت را تغییر دهد.
به همین دلیل بهتر است از ابتدا درباره این موارد فکر شود:
- ورود شریک جدید با چه شرایطی ممکن است؟
- آیا رضایت سایر شرکا لازم است؟
- سهم جدید چگونه ارزشگذاری میشود؟
- آیا شرکای فعلی حق تقدم برای خرید سهم دارند؟
- انتقال سهم به شخص ثالث چه محدودیتهایی دارد؟
هیچکدام از این روشها الزام عمومی برای همه قراردادهای مشارکت نیستند. اینها ابزارهای قراردادیاند که باید متناسب با رابطه انتخاب شوند.
خروج شریک چگونه مدیریت میشود؟
خروج یک شریک لزوما به معنی پایان کل مشارکت نیست.
ممکن است یکی از شرکا بخواهد سهم خود را منتقل کند و سایر شرکا همکاری را ادامه دهند.
در قرارداد بهتر است روشن شود:
- خروج اختیاری چگونه اعلام میشود؟
- سهم شریک چگونه ارزشگذاری میشود؟
- بدهیها و مطالبات او چگونه محاسبه میشوند؟
- چه کسی میتواند سهم را بخرد؟
- اسناد و تجهیزات چه زمانی تحویل میشوند؟
- دسترسیهای بانکی و دیجیتال چه زمانی قطع میشوند؟
ارزشگذاری سهم هنگام خروج یکی از نقاطی است که اگر از ابتدا درباره آن فکری نشده باشد، میتواند اختلاف جدی ایجاد کند.
بنبست در تصمیمگیری شرکا چیست؟
تصور کنید دو شریک هرکدام ۵۰ درصد سهم دارند و یک تصمیم مهم فقط با موافقت هر دو ممکن است.
یکی میخواهد فعالیت توسعه پیدا کند و شریک دیگر مخالف است. هیچکدام هم حاضر نیست نظرش را تغییر دهد.
این وضعیت بنبست در تصمیمگیری یا Deadlock است.
قرارداد میتواند برای چنین وضعیتی مسیرهایی تعریف کند؛ مثل:
- مذاکره در چند مرحله؛
- استفاده از نظر شخص ثالث؛
- پیشنهاد خرید سهم یکی از شرکا؛
- خروج یکی از طرفین؛
- پایان همکاری در شرایط مشخص.
هیچ راهکاری برای همه مشارکتها بهترین نیست. مهم این است که ساختار ۵۰/۵۰ بدون هیچ مسیر خروج یا حل بنبست رها نشود.
اختلاف میان شرکا چگونه حل میشود؟
اختلاف همیشه به معنی مراجعه فوری به دادگاه نیست.
بسته به قرارداد میتوان یک مسیر مرحلهای طراحی کرد:
مذاکره ← سازوکار داخلی یا میانجیگری ← داوری در صورت توافق معتبر ← مرجع قضایی
انتخاب روش مناسب به نوع اختلاف، هزینه، فوریت و شرایط طرفین بستگی دارد.
داوری نیز نباید همیشه بهترین گزینه معرفی شود. اگر داوری انتخاب میشود، خود شرط داوری باید دقیق و قابل اجرا تنظیم شود.
مهمترین بندهای قرارداد مشارکت
یک قرارداد مشارکت بسته به نوع رابطه متفاوت است، اما مهمترین موضوعات آن معمولا شامل این موارد است:
- ساختار همکاری: مشخصات طرفین، موضوع، آوردهها و ارزش آنها؛
- حقوق مالی: سهم، نحوه محاسبه سود و زیان، حسابها و هزینهها؛
- مدیریت: مدیران، حدود اختیار، حق امضا و سازوکار تصمیمگیری؛
- داراییها: مالکیت داراییها، خروجیها و محرمانگی؛
- تغییر شرکا: ورود شریک جدید، انتقال سهم و خروج شریک؛
- پایان و اختلاف: خاتمه همکاری و شیوه حل اختلاف.
هدف این نیست که قرارداد صرفا بندهای بیشتری داشته باشد؛ هر بند باید مسئله مشخصی از رابطه شرکا را تعیین تکلیف کند.
ریسکها و اشتباهات رایج

فسخ و خاتمه قرارداد مشارکت
پایان کل همکاری ممکن است در شرایط مختلفی مطرح شود؛ از جمله پایان مدت، تحقق هدف، توافق طرفین، وجود سبب قانونی یا قراردادی برای فسخ یا شرایط دیگری که برای خاتمه همکاری پیشبینی شده است.
در مقابل، خروج یک شریک لزوما به معنای پایان کل مشارکت نیست و ممکن است همکاری میان سایر شرکا ادامه پیدا کند.
اگر مشارکت پایان یابد، باید تکلیف داراییها و بدهیها، سود و زیان نهایی، حسابها، اسناد و تجهیزات و دسترسیهای مالی و دیجیتال مشخص شود.
ماده ۲۱۹ قانون مدنی نیز اصل لازمالاتباعبودن قراردادهای قانونی را بیان میکند و اقاله با رضایت طرفین و فسخ به علت قانونی را از موارد برهمخوردن قرارداد میداند. آثار دقیق پایان هر قرارداد مشارکت باید با توجه به مفاد همان قرارداد و قواعد قانونی قابل اعمال بررسی شود.
نمونه آماده یا قرارداد اختصاصی؟
نمونه قرارداد میتواند برای شناخت ساختار کلی مفید باشد، اما نمیتواند بدون دریافت اطلاعات طرفین، شرایط واقعی مشارکت مانند آوردهها، سهم، شیوه محاسبه سود، اختیارات، خروج شریک و شرایط خاص همکاری را منعکس کند.
تنظیم قرارداد مشارکت و شراکت اختصاصی با آداد
برای ایجاد قرارداد جدید نیز میتوانید قرارداد مشارکت و شراکت را با هوش مصنوعی آداد بهصورت اختصاصی تنظیم کنید.
آداد اطلاعات لازم درباره توافق را از شما دریافت میکند و براساس اطلاعات ارائهشده، پیشنویسی ساختاریافته و قابل ویرایش آماده میکند. خروجی به صورت فایل Word قابل دریافت است و میتوانید پیشنویس را پیش از نهاییکردن بازبینی کنید یا در اختیار وکیل یا مشاور حقوقی قرار دهید.
جمعبندی
قرارداد مشارکت فقط درباره این نیست که هر شریک «چند درصد» سهم دارد.
یک قرارداد کاربردی باید روشن کند هر شخص چه آوردهای وارد همکاری میکند، سهم و سود چگونه محاسبه میشوند، چه کسی حق تصمیم و امضا دارد، هزینهها چگونه کنترل میشوند و اگر شریک بخواهد خارج شود یا همکاری به بنبست برسد چه اتفاقی میافتد.
اگر قصد شروع یک همکاری جدید را دارید، میتوانید از مسیر تنظیم قرارداد مشارکت و شراکت اختصاصی با آداد برای تهیه پیشنویس متناسب با اطلاعات توافق خود استفاده کنید.
پرسشهای متداول
قرارداد مشارکت چیست؟
توافقی میان دو یا چند طرف برای همکاری در یک فعالیت مشترک است که در آن موضوعاتی مانند آورده، سهم، سود و زیان، مدیریت و شرایط ادامه یا پایان همکاری مشخص میشوند.
قرارداد مشارکت و شراکت چه تفاوتی دارند؟
در کاربرد عمومی این دو عبارت اغلب برای یک خانواده از روابط قراردادی استفاده میشوند. در این مقاله «مشارکت» اصطلاح اصلی است و ماهیت واقعی توافق مهمتر از عنوان آن است.
قرارداد مشارکت چه تفاوتی با تاسیس شرکت دارد؟
قرارداد مشارکت لزوما شخصیت حقوقی مستقل ایجاد نمیکند، در حالی که شرکت تجاری در قالب قانونی دارای شخصیت حقوقی است و تابع ساختار و مقررات شرکت مربوط میشود.
آورده غیرنقدی شریک چگونه تعیین میشود؟
نوع آورده، ارزش، روش ارزشگذاری، زمان تحویل و وضعیت مالکیت یا استفاده از آن بهتر است در قرارداد مشخص شود.
سهم و سود شرکا چگونه تعیین میشوند؟
طرفین باید سهم اقتصادی و روش محاسبه و تقسیم سود را روشن کنند. سهم، سود، زیان و حق رای الزاما یک مفهوم واحد نیستند.
شریک میتواند سهم خود را منتقل کند؟
پاسخ به ساختار حقوقی رابطه و مفاد قرارداد بستگی دارد. طرفین میتوانند در قرارداد شرایط انتقال، ورود شخص ثالث یا حق تقدم سایر شرکا را مشخص کنند.
اگر شرکا به بنبست برسند چه میشود؟
قرارداد میتواند مسیرهایی مثل مذاکره مرحلهای، استفاده از شخص ثالث، خرید سهم یا در نهایت خاتمه همکاری را پیشبینی کند.
خروج شریک چگونه انجام میشود؟
بهتر است روش اعلام خروج، ارزشگذاری سهم، تسویه بدهیها و مطالبات، انتقال دارایی و قطع دسترسیها از ابتدا مشخص شود.

دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است. نخستین دیدگاه را شما بنویسید.